سلام به بچه های گل!
اندفعه تصمیم گرفتم سر موقع بیام تفلد تبریک بگم!
با ارض پوزش اگه یکی دو تا تفلد دیگه یادمون رفت ... !؟


اخه می خواستیم همون روز تفلد بیایم تبریک بگیم اگه چند روز می گذشت مزش می رفت!!
خوب
حالا بنده می خوام تفلد یه دخمل باحال ستوده ای رو تبریک بگم(البته از طرف بقیه بروبکس!)!
اسمش . . . .
اگه گفتیــــــــــن ؟
مونا جون تفلدت مبــــــــــــــارک ! 
ایشا... ۲۰۰ سال زنده باشی .... (بیشترم می تونه باشه ولی همین قدر بسه
!)
حالا ما شادی می کنیم! -------> 


خوب بسه دیگه.در ضمن بگم فردا آخرین امتحانمونه ... حورااااااا !!
تا بعد . . . 
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 12:31  توسط سماء
|
سلام..
این اولین پستی هست که من می دم...
دیروز سما بهم گفت که همه ی بچه ها رفتن ستوده...
من می گی اینقدر دلم گرفت که خدا می دونه...
دعا کنید زودتر برگردم..
...

بچه ها محرم نزدیکه...
من یکی رو که حتما دعا کنید...
گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن در بیابان بلا تصویری از سقا کشید
ای دل گر خواهی خدا بینی برو در کربلا از زمین کربلا تا عرش چندان راه نیست

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 15:43  توسط سها
|
تولد تولد تولدت مبارک .... 
تولد ۲ تا از دوستامونه(۲قلو اند!)
با عرض معذرت از تاخیر وارده
تولد این قلهای گلمونو از راه دور
تبریک می گیم
حسنا حسانه تولدتون مبارکککککککک...!! 




هر جا باشید
دوستون داریم یه عالمه
اندازه ی یه قابلمه .... 

بچه ها حسنا حسانه رو نگاه کنین!!!!!! 
HaPpY biRtHdAy tO YoU

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 16:16  توسط حورا
|
سلام دوستان!
ميخوام اون شعره كه روزاي آخر با هم ميخونديمو بنويسم...
يه دل مي گه نشم عاشق كس
يه دل مي گه ميميرم بي نفس
يه دل مي گه برما... يه دلم ميگه خو كن به هوس..
يه دل مي گه پر از عشقم هنوز يه دل مي گه كه بساز و بسوووز
سر كن بي فروغ،خو كن به دروغ،اين عمر دو رووز...
يه دل مي گه پر رنگ و رياست
يه دل مي گه اينه روياي ماست
يه دل مي گه بگما يه دلم مي گه فردا بمان..
يك بو دو هوا خستم بخدا نمي خوام و مي خوام بشم از تو جدا
روياي عزيز ترديد و گريز... بي عشق نمي تونم به خدااا...
سلطان قلبم بي تو سرابم
آلوده ي فكر ناجور و ترديد
برگرد و از من عشقي بنا كن..
كانون روحم به عشق تو لرزيد . . . . . . . . . . . . .
هر وقت خودم مي خونم گريم مي گيره...
مطمئنم اگه بقيه ستوده ايا هم بخوننش گريشون مي گيره....

گذاشتم واسه تجديده خاطرات....
خيلي دلم واسه بچه ها تنگ شده ه ه ... 
واسه معلما هم همينطور .. .. .. .. 

فعلا باي
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 17:19  توسط سماء
|
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 22:12  توسط سماء
|
+ نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 23:47  توسط مریم
|
سلام!!
من نمیدوم شماها ۶ ماهه به دنیا اومدین که این قدر عجولین!!!؟؟؟
چند نفر اومدن به ما میگن رنگه نوشته هاتون با زمینه یه رنگه ما نمیتونیم بخونیم!!
خوب ما هر چی نیگاه میکردیم میدیدیم اینا کاملا با هم متفاوته!!
خلاصه با هم فکریه هم متوجه شدیم که تعدادی بسیار عجول میباشند!!!
بکگراند قالب ما شامل دو بخش است:
۱ـ پس زمینه آبی
۲ـ پس زمینه کرم که روی ابیه قرار دارد
که در واقع نوشته ها روی کرمه قرار داره!
پس فرزندم اگه کمی صبر کنی و عجول نباشی صفحه کرم هم لود میشه و چشمتم داغون نمیشه!!!! 

و در ضمن به ما هم فحش نمیدی!!!!!!
فعلا....
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 17:50  توسط مریم
|
امروز تولد یکی از دوستای گلمونه...

اگه گفتین...؟!.....؟.....!......
تولده.....ه....ه.... بله تولد حورا جونه!.....

حوراااااااااا..... تولد تولد تولدت مبارک.. مبارک.. مبارک.. تولدت مبارک بیا شمعارو فوت کن که صد سال زنده باشی.. 
:.:Happy BerthdaY t0 HoOrA:.:
اینم واسه حسن ختام از طرف من 
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 19:54  توسط سماء
|
قبل از هر چیز درباره ی وبلاگو بخونین تا بفهمین ما کی هستیم!

آخه چند نفر وقتی مطالب ما رو خونده بودن درست متوجه نشدن که راجع به چیه!؟
(نظر یادتون نره!)
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 17:39  توسط سماء
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 4:24  توسط مریم
|